سلامی پر از انرژی به همه
سلام به خدا...
سلام به آسمون و نگاهه همیشگیش....
سلام به پائیز که دیگه تحویلمون نمیگیره مثلا باید یه بارونی برفی اهههنی...ای بابا...
سلام به بارانی که هنوز نباریده...
سلام به پرنده های نگران...
سلام به امروز سلام به فرداها...
سلام به خورشید که دمش گرم هنوز مثه همیشستو روی بی معرفتارو کم کرده...
i don't know your face
no more
or feel the touch
That i adore
i don't know your face
no more
it's just a place
i'm looking for...
we might as well...
be living...in another twon
we might as well...
be strangers!
for all i know
of you know
FOR ALL I KNOW
دیگه نمیگم بابا لنگ درازم کجاست؟؟
فکر میکنم پیداش کردم
یکم با بابا لنگ دراز جودی فرق داره اما خیلی شبیشه منم مثه جودی نمیبینمش اما از هر جا که هستیم آرامشه برام بعدخدا.... خدایا شکرت...
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 14:42 توسط جودی ابوت
|

سلام دوستان من جودی هستم جودی ابوت البته جودیی که الان خونه اش توی تهرانه با کلی ماجرا من در اون قسمت ها با بابا لنگدراز خیلی حال میکردم اما حالا می خوام از خدا جونم بگم خدایی که مثله هیچکسه دیگه ای دوسش ندارم!