مختصری حرف دل
خدایا گناهانم روی دوشهایم سنگینی میکند...
خدایا دلم میخواهد غرق شوم, پاک شوم...همچون پر سبک شوم...دلم میخواهد مرا با آب باران بشویی...
به هر سمتی دویدم به تو رسیدم...مرا ببخش از دیگری و از چیزی لحظه ای آرامش گرفتم...
خدایا...
خدایا...
خدایا...
مرا در آغوش بگیر...
خدایا در خیالت فکر کن من محتاج ترین محبت و نگاه توام...
خدایا دستانم را فشار بده بدانم پناهمی...
خدایا سراسر زندگی ام غیر از تو مرا هیچ چیزی آرام نکرد...
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 12:47 توسط جودی ابوت
|
سلام دوستان من جودی هستم جودی ابوت البته جودیی که الان خونه اش توی تهرانه با کلی ماجرا من در اون قسمت ها با بابا لنگدراز خیلی حال میکردم اما حالا می خوام از خدا جونم بگم خدایی که مثله هیچکسه دیگه ای دوسش ندارم!