۱- الفبا از پ.و.ل شروع میشه!

۲- بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آبو قطع کرده!

۳- دهقان فداکار دیگه پیر شده و فداکاری تو کارش نیست دنبال چندرغاز مستمری ازین اداره به اون اداره درگیره بنده خدا!

۴- چوپان دروغگو عزیز شده و کلی طرفدار پیدا کرده!

۵- شنگول و منگولینا هم که دیگه یه آیفونه تصویری خریدن مامانشونم دک کردن یه خونه مجردی ردیف کردنو صفا سیتی بندر! خودشون دیگه یه پا گرگ شدنو گرگه هم که به رحمت خدا رفته!

۶- دارا و سارا هم که رفتند فرانسه یه کبابی زدن کارشون برعکس ایرانو پوشیدنه لباسای کدی حسابی گرفته!

۷- کوکب خانم هم که شوهرش واسه سالگرد ازدواجشون یه مایکروفره سامسونگ خریده آخه اون دیگه آشپزی نمیکنه حوصله مهمون بازی هم نداره حتی تلفنای خونشونم جواب نمیده!

۸- روباه و کلاغ هم هممونو سرکار گذاشتن دستشون تو یه کاسه بوده!

۹- کبری موهاشو مش کرده و تصمیم گرفته دماغشم عمل کنه!

۱۰- حسنک هم گوسفنداشو فروخته و یه پیکان ۵۷ خریدئو با اون گوجه ای جوانانش مسافرکشی میکنه!

۱۱- آرش کمان گیر هم معتاد شده دیگه حتی سنگم نمیتونه پرت کنه!

۱۲- شیرین خسرو و فرهادو پیچونده و با دوست پسراش رفتن کوهرنگ.

۱۳- رستم و پسرش هم سهراب بعد از اون همه فیلم بازی کردن واسه همدیگه اسباشونو فروختنو دوتا موتور کراس خریدن افتادن تو خیابونا پی کیف قاپی!

۱۴- پترس هم از بس با دوست دختراش چت کرده دیگه انگاشتاش پوکیده دکترا قطع امید کردنو دیگه تو سوراخ سد هم جایی نداره!

۱۵- خانواده آقای هاشمی هم دیگه سفر نمیرن بنزینشون تموم شده  تازه دل خوشی هم دیگه از سفر ندارن چون توی این سفر آخرشون که می خواستن کباب بخورن چوپان دروغگو کباب با گوشت خر بهشون انداخته بوده!

۱۶- اکرم هم که شوهرکردو با دوتا بچه از شوهرش که دوست صمیمیه امین بود طلاق گرفت الان کار میکنه و خرجه خودشو بچه هاشو در میاره با امین هم قطع رابطه کرده آخه اونم زده تو کار فروش کراک!

۱۷- ژاله هم بعد از اون خاطره تلخه پژمرده شدنه گلاش با فوم گل مصنوعی درست میکنه میگن تو کارش نامبر وانه!

راستی چی به سر ماها اومده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شخصیتهای اون داستانای قدیم کجا اینا که شبیه حالو روز ما تو این زمونه اند کجا؟